مراسم تشییع علی خامنهای از نگاه حاکمیت، بدرقه رهبر و مهمترین تکیهگاه جمهوری اسلامی است؛ اما برای بخش بزرگی از جامعه ایران، این رویداد معنایی کاملاً متفاوت دارد. بسیاری از شهروندانی که طی سالها در اعتراضات خیابانی علیه او شعار داده و وی را مسئول اصلی سرکوب، استبداد و نقض گسترده حقوق بشر میدانستند، پایان دوران او را نشانهای از تضعیف ساختار قدرتی میبینند که دههها بر کشور حاکم بوده است.
منتقدان، علی خامنهای را مسئول سیاستها و تصمیماتی میدانند که به سرکوب گسترده اعتراضات، کشته شدن شمار زیادی از معترضان، بازداشتهای وسیع، احکام سنگین، شکنجه و اعدام انجامیده است. از نگاه آنان، نام او با محدودیت آزادیهای مدنی، فشار بر مخالفان سیاسی و محرومیت میلیونها ایرانی از حقوق و آزادیهای اساسی پیوند خورده است.
در مقابل، حامیان حکومت از او به عنوان رهبر جمهوری اسلامی یاد میکنند و مراسم تشییع را نمادی از وفاداری به نظام سیاسی میدانند. این تفاوت نگاه، نشاندهنده شکاف عمیقی است که سالهاست در جامعه ایران درباره کارنامه و میراث سیاسی او وجود دارد.
برای بسیاری از مخالفان جمهوری اسلامی، پایان دوران خامنهای نه پایان یک فرد، بلکه آغاز مرحلهای تازه در مسیر تغییرات سیاسی تلقی میشود. آنان معتقدند تحقق آزادی، عدالت و احترام به حقوق شهروندان زمانی امکانپذیر خواهد بود که تمامی ساختارها و افرادی که در سرکوب و نقض حقوق مردم نقش داشتهاند، در برابر قانون پاسخگو شوند