نقش بازیگران نیابتی به عنوان ابزارهایی برای فشار منطقهای
بخش قابل توجهی از این حملات در چارچوب رقابتهای پیچیده منطقهای قابل تحلیل است. جایی که برخی بازیگران بهجای ورود مستقیم از شبکههای نیابتی برای اعمال فشار استفاده میکنند.
این الگو که بارها در نقاط مختلف خاورمیانه دیده شده اکنون به اقلیم کردستان نیز کشیده شده است. نتیجه چنین رویکردی روشن است:
مناطقی که اساساً درگیر این رقابتها نیستند به صحنه تسویهحسابهای غیرمستقیم تبدیل میشوند.
در این میان انتقادهای جدی متوجه سیاستهایی است که بهجای کاهش تنش، عملاً به گسترش دامنه درگیریها کمک میکنند. استفاده از ابزارهای نیابتی و حملات غیرشفاف نهتنها امنیت را افزایش نمیدهد بلکه منطقه را وارد چرخهای از بیثباتی مداوم میکند.
دهوک قربانی معادلاتی که به آن تعلق ندارد !!!
مردم دهوک نه بخشی از این رقابتها هستند و نه در شکلگیری آن نقشی دارند. اما در عمل این شهر به یکی از نقاطی تبدیل شده که پیامدهای این سیاستها را تحمل میکند.
حمله به مناطقی که فاقد اهمیت نظامی مستقیم هستند، بیش از هر چیز این واقعیت را برجسته میکند که برخی اقدامات از چارچوبهای کلاسیک و منطقی امنیتی فاصله گرفتهاند. این وضعیت نگرانیهای جدی درباره جهتگیری آینده این تنشها ایجاد میکند.
وقتی فشارها افزایش مییابد تصمیمها از منطق فاصله میگیرند
در شرایطی که بازیگران منطقهای با فشارهای داخلی و خارجی مواجه میشوند گاهی شاهد تغییر در الگوی تصمیمگیری هستیماز اقدامات حسابشده به سمت رفتارهای واکنشی و پرریسک.
در چنین فضایی:
حملات اخیر به اقلیم کردستان، بهویژه دهوک را میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.
پیامد های خطرناک این روند
ادامه این مسیر نهتنها امنیت اقلیم کردستان را تهدید میکند، بلکه میتواند کل منطقه را وارد مرحلهای جدید از بیثباتی کند. وقتی حملات به مناطق غیرنظامی یا کماهمیت نظامی گسترش پیدا میکند این خطر وجود دارد که مرزهای درگیری بیش از پیش مبهم شوند.
دهوک امروز نماد یک واقعیت نگرانکننده است: وقتی رقابتهای منطقهای از مسیرهای غیرمستقیم و بیشفاف دنبال شوند هزینه آن را مردمی میپردازند که هیچ نقشی در این معادلات ندارند.
ادامه چنین روندی، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه نیاز فوری به بازنگری در سیاستهایی است که بهجای ثبات، بیثباتی تولید میکنند.