این گفتوگو در چارچوب جنگ جاری آمریکا – اسرائیل با ایران انجام شده و محور بحث نقش احتمالی کردها در این تقابل، توان نظامی و موقعیت راهبردی آنها در مرزهای ایران و عراق بوده است. این تماس در یک مقطع حساس رخ داده که ایالات متحده به دنبال یافتن بازیگران منطقهای قابل اعتماد برای مدیریت بحران و فشار بر ایران است و بر اساس گزارشها همچنین بنیامین نتانیاهو در یک نشست کاخ سفید خواستار مشارکت کردها در تلاشهای امنیتی شده بود.
اما چرا این تماس از لحاظ ژئوپلیتیک اهمیت دارد؟
اول موقعیت استراتژیک کردها: اقلیم کردستان عراق با داشتن نیروهای پیشمەرگه در امتداد مرز ایران و روابط تاریخی و اجتماعی با کردهای ایران میتواند به یک «عامل میدانی» مهم در محاسبات امنیتی آینده تبدیل شود.
دوم پیوند ایران–عراق–کردستان در معادلات جنگ: این تماس در بطن جنگ یا تنش با ایران میتواند نشان دهنده تلاش آمریکا برای جذب یا حداقل مدیریت نقش بازیگران محلی در منطقه باشد.
سوم تعامل با احزاب مختلف: گفته میشود ترامپ با رهبران هر دو حزب کرد عراق- حزب دموکرات کردستان به رهبری بارزانی و اتحادیه میهنی کردستان به رهبری بافل طالبانی گفتوگو داشته است که نشاندهنده تلاش آمریکا برای تنوع در روابط با بازیگران کرد است.
و اگر آمریکا واقعاً به دنبال یافتن متحدان محلی برای مدیریت بحران با ایران باشد، این تماس پیام روشنی به تهران و بغداد میفرستد که واشنگتن نقش کردها را بهطور جدی در معادلات امنیتی منطقه میبیند. این میتواند باعث افزایش فشار بر سیاستهای ایران در مرزها شود، و در پاسخ ممکن است تهران حساسیت بیشتری نسبت به فعالیتهای کردهای ایرانی و روابط آنها نشان دهد.
و میتواند پیامد در سیاست داخلی عراق نیز داشته باشد بغداد معمولاً نسبت به هر تماس مستقیم قدرتهای خارجی با احزاب اقلیمی حساسیت دارد. تماس مستقیم ترامپ با بارزانی میتواند تنشهای بغداد–اربیل را تشدید کند و موجب رقابت سیاسی بر سر نحوه تعامل با واشنگتن شود.
و اما در مورد ترکیه، از آنجا که ترکیه و کردها رابطهای پیچیده دارند هر گونه تماس آمریکا با رهبران کرد عراق میتواند برای آنکارا نوعی سیگنال ژئوپلیتیکی منفی تلقی شود.
این تماس میتواند نمونهای از رویکرد آمریکا برای بهرهگیری از بازیگران محلی به جای متکیبودن صرف به نیروها و ساختارهای نظامی خود باشد رویکردی که پیش از این در تعاملات با نیروهای کرد سوریه و عراقی دیده شده بود.
سناریوهای محتمل در آینده میتواند شامل موارد زیر باشد:
سناریو A — همکاری مدیریت بحران:
اگر این تماس واقعاً به افزایش هماهنگی امنیتی بین آمریکاییها و کردها منجر شود، ممکن است نقش اقلیم در مدیریت مرزها و جلوگیری از گسترش درگیری تقویت شود بدون اینکه کردها بهطور مستقیم وارد مناقشه نظامی شوند.
سناریو B — فشارهای پنهان بر ایران و بغداد:
تماس میتواند بخشی از استراتژی فشار دیپلماتیک و روانی بر ایران برای محدودکردن یا تغییر رفتار آن در پروندههای منطقهای و نیز پیام به بغداد برای سهمخواهی بیشتر اقلیم باشد.
سناریو C — رقابت منطقهای:
این تماس ممکن است در میانمدت به عاملی برای تشدید رقابتهای منطقهای تبدیل شود، خصوصاً اگر نقش کردها در پروندههای امنیتی و نظامی بیش از حد برجسته یا یکجانبه تعبیر شود.
و اما در آخر
تماس ترامپ با بارزانی، یک نقطه عطف سیاسی – امنیتی در روابط آمریکا با کردها و خاورمیانه است.
این گفتوگو میتواند نشانهای از تلاش واشنگتن برای ایجاد کانالهای محلی و منطقهای در بحران حساس خاورمیانه باشد، و پیامدهای آن در سیاست داخلی عراق، مناسبات ایران و ترکیه و جهتگیری کلی آمریکا در منطقه قابل توجه است