منطقه خاورمیانه در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد. افزایش تنشهای نظامی، تهدیدهای متقابل و شکافهای عمیق سیاسی در ایران، همگی نشانههایی از احتمال ورود به مرحلهای تازه از تحولاند. در چنین شرایطی، تمرکز صرف بر سرنوشت یک حکومت کافی نیست؛ پرسش اصلی این است که هرگونه تغییر احتمالی چگونه مدیریت خواهد شد و چه جایگاهی برای ملتهای مختلف این جغرافیا در نظر گرفته میشود.
تجربههای منطقهای، از جمله تحولات پس از ۲۰۰۳ در عراق و بحران طولانی در سوریه، نشان میدهد که انتقال قدرت بدون توافق ملی و چارچوبهای حقوقی شفاف میتواند به بیثباتی گسترده منجر شود. خلأ سیاسی، اگر با بیاعتمادی تاریخی و رقابتهای حلنشده همراه باشد، زمینهساز بحرانهای تازه خواهد شد.
کوردستان طی دههها با سیاستهای امنیتی، تبعیض ساختاری و محدودیتهای سیاسی روبهرو بوده است. این تجربه تاریخی، همراه با نگاه مرکزگرایانه نسبت به ملتهای غیرمرکزی، سطحی از بیاعتمادی عمیق ایجاد کرده که نمیتوان آن را نادیده گرفت. همچنین اختلافنظرها میان نیروهای سیاسی کوردستان و دیگر جریانهای مخالف، واقعیتی است که نیازمند مدیریت مسئولانه و گفتوگوی صریح است.
ما معتقدیم ملت کورد، همانند دیگر ملتها، بر اساس اصول شناختهشده حقوق بینالملل، از حق تعیین سرنوشت برخوردار است. این حق، حقی سیاسی و قانونی است، نه تهدیدی علیه ثبات منطقه. تجربه جهانی نشان داده است که انکار هویتهای ملی و مطالبات مشروع، خود عامل بیثباتی است؛ در حالی که به رسمیت شناختن آنها میتواند پایهای برای صلح پایدار باشد.
موضع ما روشن است .هرگونه گذار سیاسی باید مبتنی بر پذیرش رسمی تنوع ملی و حق انتخاب آزادانه ساختار آینده باشد.شکل نهایی رابطه میان ملتها باید از طریق سازوکارهای دموکراتیک، از جمله همهپرسی آزاد و تحت نظارت بینالمللی، تعیین شود.هیچ راهحل پایداری بدون مشارکت واقعی و برابر همه ملتها امکانپذیر نخواهد بود.
جامعه بینالمللی نیز در برابر تحولات احتمالی مسئولیتی مهم دارد. تمرکز صرف بر ملاحظات ژئوپلیتیک، بدون توجه به ریشههای تاریخی بحران، میتواند اشتباهات گذشته همچون سایس پیکۆکە پایان عوسمانیها و شروع جنگهای داخلی برای حق تعین سرنوشت ملت کورد را در سە کشور بە یک صدە عمر بیشتر رساند. ان اشتباهات با این روند در حال را تکرارند. ثبات پایدار در این جغرافیا تنها زمانی شکل میگیرد که عدالت، برابری حقوقی و احترام به اراده ملتها تضمین شود.
اگر امروز سخن از پایان یک دوره، سقوط ڕژیم ایران به میان میآید، باید همزمان درباره آغاز یک نظم نوین عادلانه نیز اندیشید. پایان یک حکومت، بهتنهایی ضامن صلح و همزیستی نیست. آنچه آینده را تعیین میکند، کیفیت توافقها، میزان اعتمادسازی و شجاعت در پذیرش واقعیت چندملیتی این جغرافیاست.
کوردستان به دنبال بیثباتی نیست؛ به دنبال آیندهای روشن، مبتنی بر اراده مردم خویش است. استقلال برای ما نه یک شعار احساسی، بلکه یک گزینه سیاسی مشروع است که باید در فضایی آزاد و برابر مورد تصمیمگیری قرار گیرد.
تاریخ منطقه نشان داده است که نادیده گرفتن مطالبات ملتها، بحران را به تعویق میاندازد، اما حل نمیکند. اکنون زمان آن رسیده است که به جای بازتولید الگوهای تمرکزگرا، راهی مبتنی بر احترام متقابل و حق انتخاب آزادانه ملتها گشوده شود.
اگر تحولی در راه است، باید به گونهای مدیریت شود که نه آغاز هرجومرج، بلکه سرآغاز نظمی عادلانه و پایدار باشد