حمله امروز با دو پهپاد ایرانی «حدید۱۱۰» به دفتر نخستوزیر اقلیم کردستان و محل اقامت رئیس پاراستن در پیرمام دیگر یک «حادثه مشکوک» نیست!!! حملهای است که مقامهای اقلیم منشأ آن را ایران اعلام کردهاند.
اما سؤال اصلی این است: چرا این اهداف؟ و چرا اکنون؟ تهران سالهاست اربیل را به دلیل روابط نزدیک با آمریکا فعالیت گروههای مخالف جمهوری اسلامی و جایگاه سیاسیاش در منطقه زیر فشار گذاشته است اما این حمله یک لایه سیاسی مهمتر هم دارد.
تنها یک روز پیش از حمله، گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد نچیروان بارزانی از طریق یک کانال محرمانه واسطه ارتباط مستقیم میان آمریکا و فرماندهی سپاه پاسداران بوده است. بر اساس این گزارشها واشنگتن برای اطمینان از موضع واقعی سپاه درباره مذاکرات از بارزانی کمک گرفته بود.
اینجاست که یک سناریوی بسیار جدی شکل میگیرد که آیا بخشی از سپاه که از روند مذاکره با آمریکا ناراضی است و با حمله به اربیل به بارزانی پیام داده است؟ اگر پاسخ مثبت باشد هدف فقط ساختمان نخستوزیری یا دستگاه امنیتی اقلیم نبوده!!! هدف خود نقش سیاسی بارزانی و کانال ارتباطی تهران ـ واشنگتن نیز بوده است.
پیام میتواند بسیار ساده باشد و آن نیز این است که «در پرونده آمریکا دخالت نکنید! و اگر دخالت کنید، هزینهاش را خواهید پرداخت.»
البته هنوز سند علنی وجود ندارد که ثابت کند حمله به دستور یک جناح مشخص از سپاه و دقیقاً به دلیل نقش نچیروان بارزانی انجام شده است. اما زمانبندی حمله و گزارش مربوط به کانال محرمانه این فرضیه را به یکی از مهمترین سناریوهای سیاسی پرونده تبدیل میکند.
از سوی دیگر حمله به دفتر نخستوزیر و رئیس دستگاه اطلاعاتی اقلیم نشان میدهد که تهران میخواسته قدرت دسترسی خود به حساسترین نقاط سیاسی و امنیتی اربیل را به نمایش بگذارد.
این فقط تهدید نظامی نیست؛ ارعاب سیاسی است.
تهران با این حمله همزمان سه پیام میفرستد:
1- به اربیل: روابطتان با آمریکا هزینه دارد.
2- به واشنگتن: پایگاه و متحدانتان در اربیل مصون نیستند.
3- و به میانجیهایی مانند بارزانی که مذاکره با آمریکا میتواند شما را وارد منطقه خطر کند.
اما این سیاست یک تناقض بزرگ دارد هرچه جمهوری اسلامی بیشتر به اربیل حمله کند اقلیم بیشتر به آمریکا و متحدان غربی خود نزدیک خواهد شد.
بنابراین اگر هدف تهران ترساندن اربیل یا متوقفکردن کانال دیپلماتیک بارزانی بوده باشد، ممکن است نتیجه دقیقاً برعکس شود.
«حدید۱۱۰» شاید فقط به یک ساختمان شلیک نشده باشد! ممکن است به یک روند سیاسی شلیک شده باشد. روندی که در آن نچیروان بارزانی تلاش میکرد میان واشنگتن و تهران کانال ارتباطی ایجاد کند. و اگر روزی ثابت شود که این حمله واقعاً واکنش بخشی از سپاه به همین نقش بارزانی بوده آنگاه ماجرا بسیار بزرگتر از یک حمله پهپادی خواهد بود و این میتواند نمونهای آشکار از جایی باشد که در ساختار جمهوری اسلامی، تفنگ بر دیپلماسی غلبه کرده است.
حمله جمهوری اسلامی به قلب اربیل، بیش از آنکه قدرت تهران را نشان دهد عجز یک حکومت در برابر اراده سیاسی اقلیم کردستان را آشکار میکند.
مسرور بارزانی با ایستادگی خود نشان داد که اربیل با پهپاد و تهدید تسلیم نمیشود.
تهران میتواند پهپاد بفرستد، اما نمیتواند اراده اربیل را هدف قرار دهد. اقلیم کردستان ایستاده است و تهدید جمهوری اسلامی عزم آن را محکمتر کرده است.