آخوند محامی عامر جمعههای خونین بلوچستان، تهدید مسجد مکی و مولوی عبدالحمید؛ سپاه مسبب ناامنیها در بلوچستان
مُهیم بلوچ-سرخوش
دبیر کل حزب بلوچستانء راجی تپاکی
۱۰ آگوست ۲۰۲۶
سخن گفتن از تبعیض، تبعیض ایجاد نمیکند
بخش دیگری از استدلال محامی حتی از این هم قابل تأملتر است. او معتقد است تکرار سخن از تبعیض میتواند جوان بلوچ را خشمگین کند. اما اگر جوان بلوچ احساس تبعیض نمیکرد، چرا سخن یک روحانی باید چنین اثری بر او داشته باشد؟
اگر توزیع فرصتهای شغلی عادلانه بود، اگر اهلسنت برای رسیدن به بالاترین مناصب حکومتی با محدودیت روبهرو نبودند، اگر بلوچستان از نظر آب، آموزش، درمان، راه و اشتغال در وضعیت مناسبتری بود، اگر مردم احساس میکردند دستگاه قضایی و امنیتی با آنان همانگونه رفتار میکند که با شهروندان مناطق مرکزی، آیا صرف تکرار کلمه «تبعیض» میتوانست جامعهای را متقاعد کند که مورد تبعیض قرار گرفته است؟
تبعیض با گفتن ایجاد نمیشود. همانطور که فقر با سخن گفتن درباره فقر به وجود نمیآید. مسئله را نمیتوان با ساکتکردن کسی که آن را بیان میکند حل کرد.
وارونهکردن جای قربانی و متهم
این همان نقطهای است که سخنان محامی خطرناک میشود. در هشتم مهر مردم کشته شدند، اما چند سال بعد مطالبهکنندگان حقیقت به ایجاد ناامنی متهم میشوند.
خانوادهها هنوز از آمران و عاملان کشتار میپرسند، اما کسی که این پرسش را تکرار میکند «تفرقهافکن» معرفی میشود.
مردم از تبعیض شکایت دارند، اما گوینده تبعیض متهم میشود که «در تنور تبعیض میدمد». مولوی عبدالحمید از گروگانگیری انتقاد میکند، اما خود او به نوعی در کنار عوامل ناامنی قرار داده میشود.
این وارونهسازی یک نتیجه سیاسی مشخص دارد: به جای اینکه حکومت پاسخگو باشد، منتقد باید از خود دفاع کند.
چند سؤال از مصطفی محامی
اگر آقای محامی واقعاً میخواهد درباره ریشههای ناامنی صحبت کند، بهتر است به چند پرسش پاسخ دهد.
اگر سخن گفتن از ناامنی جرم است، مسئول ایجاد امنیت چه نهادی است؟
اگر وجود سلاح در بلوچستان خطرناک است، چه نهادی طی سالها طوایف و نیروهای محلی را مسلح کرده است؟
اگر جوان بلوچ به دلیل شنیدن سخن از تبعیض عصبانی میشود، چرا به جای ساکتکردن گوینده، درباره خود تبعیض تحقیق نمیشود؟
اگر مولوی عبدالحمید برای «جای دیگری» کار میکند، سند آن چیست؟
اگر دستگاه امنیتی باید به خاطر سخنان یک روحانی وارد شود، چرا زنجیره کامل فرماندهی جمعه خونین زاهدان هنوز در یک دادگاه مستقل و علنی مورد رسیدگی قرار نگرفته است؟
و مهمتر از همه:
چه کسانی دستور دادند در هشتم مهر به مردم شلیک شود؟
این پرسش با گذشت زمان از بین نمیرود.
مولوی عبدالحمید مسئله بلوچستان نیست
ممکن است با بسیاری از مواضع مولوی عبدالحمید موافق یا مخالف بود. نقد او نیز حق هر فرد و جریان سیاسی است.
اما مولوی عبدالحمید فقر بلوچستان را ایجاد نکرده است.
او طوایف را مسلح نکرده است.
او طرح امنیتی شوشتری را طراحی نکرده است.
او به مردم در هشتم مهر شلیک نکرده است.
او دستگاه قضایی، سپاه، نیروی انتظامی یا وزارت اطلاعات را اداره نمیکند.
مسجد مکی نیز مسئول تأمین امنیت بلوچستان نیست.
مسئولیت امنیت در اختیار نهادی است که قدرت، بودجه، اطلاعات، سلاح و نیروی نظامی در دست دارد. بنابراین کسی که باید درباره ناامنی پاسخگو باشد، پیش از همه همان ساختار امنیتی است.
حمله به مولوی عبدالحمید ممکن است صدای یک منتقد را تحت فشار قرار دهد؛ اما مسائل بلوچستان را حل نمیکند. حتی اگر فردا مسجد مکی ساکت شود، قبرهای قربانیان جمعه خونین باقی میمانند. خانوادههای آنان باقی میمانند. فقر باقی میماند. تبعیض باقی میماند. پرسش از اعدامها باقی میماند. آدمربایی و ناامنی، اگر ساختار تولیدکننده آن اصلاح نشود، باقی میماند.
و پرسش هشتم مهر نیز باقی خواهد ماند:
چه کسی دستور داد، چه کسی تصمیم گرفت، چه کسی شلیک کرد و چرا تمام آمران و عاملان هنوز در برابر مردم پاسخگو نشدهاند؟
بلوچستان بیش از تهدید و پروندهسازی تازه، به حقیقت نیاز دارد. به عدالت نیاز دارد. به پایان تبعیض نیاز دارد. و بیش از هر چیز به ساختاری نیاز دارد که به جای متهمکردن منتقدان، خود در برابر مردم پاسخگو باشد.
در پایان هشدار میدهم که اگر محامی و نیروهای سرکوبگر و اشغالگر حکومت در بلوچستان بار دیگر مرتکب جنایتی مشابه جمعههای خونین زاهدان و خاش شوند، نباید انتظار داشت جامعه بلوچ در برابر آن بیتفاوت بماند. تکرار کشتار، سرکوب و تحقیر مردم، خشم و مقاومت را عمیقتر خواهد کرد و پیامدهای آن مستقیماً متوجه سیاستگذاران و عاملان چنین رویکردی خواهد بود.
ادامه این سیاستها، بلوچستان را به سوی شرایطی خطرناکتر سوق میدهد و میتواند راه اعتراض و مبارزه مدنی را به سمت رویاروییهای گستردهتر و خشونتآمیز سوق دهد؛ وضعیتی که مسئولیت اصلی شکلگیری و پیامدهای آن بر عهده کسانی خواهد بود که به جای پاسخگویی، عدالت و گفتوگو، همچنان سرکوب و زور را انتخاب میکنند.
هنوز فرصت برای جلوگیری از تکرار چنین فاجعهای وجود دارد؛ اما این فرصت با ادامه سرکوب، مصونیت عاملان کشتار و بیاعتنایی به مطالبات مردم هر روز محدودتر میشود.
منابع مورد اشاره در این مقاله
گزارشهای هیئت حقیقتیاب مستقل سازمان ملل متحد درباره وقایع زاهدان و سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱؛ گزارشها و اسناد عفو بینالملل درباره جمعه خونین زاهدان و کشتار خاش؛ گزارشهای رسمی خبرگزاری تسنیم درباره سخنان مصطفی محامی در ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ و اظهارات پیشین او درباره وقایع هشتم مهر؛ گزارش خبرگزاری مهر درباره «تسلیح طوایف و قبایل سیستان و بلوچستان» در چارچوب طرح امنیت پایدار؛ اظهارات محمد پاکپور درباره طرح نورعلی شوشتری که در دفاعپرس منتشر شده؛ گزارش پایگاه خبری الف از روایت محامی درباره تیراندازی بیش از حد مجاز و گزارشهای خلاف واقع پس از هشتم مهر؛ فایلها و بولتنهای افشاشده خبرگزاری فارس پس از هک «بلکریوارد» و گزارشهای رادیو فردا و صدای آمریکا درباره محتوای آنها؛ مواضع منتشرشده در وبسایت رسمی مولوی عبدالحمید؛ و گزارشهای میدانی و محلی رصد بلوچستان و هالوش درباره قربانیان، فشار بر مسجد مکی، بازداشت نزدیکان مولوی عبدالحمید، گسترش سلاح و پیامدهای سیاستهای امنیتی در بلوچستان.
پایان